• تاریخ : ۱۳ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : متن

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید امیرحسین نوشالی دلم میگیره

آهنگی زیبا و فوق العاده از خواننده امیرحسین نوشالی بنام دلم میگیره به همراه تکست و دو کیفیت عالی

شعر : نرگس جعفری / آهنگسازی و تنظیم کننده : امیرحسین نوشالی

Download New Song BY : Amirhossein Noshali – Delam Migireh With Text And Direct Links In UpMusic

Amirhossein Noshali Delam Migireh دانلود آهنگ جدید امیرحسین نوشالی دلم میگیره

متن آهنگ دلم میگیره امیرحسین نوشالی

♪♪♫♫♪♪♯

با کدوم دعا برت گردونم زیر سقفی که تورو کم داره
مگه میشه که یه لحظم شک کرد به تحملی که آدم داره
میدونم محاله که برگردی اما آرزو کنم چی میشه♪♪♫♫♪♪♯
وقتی تو خونه کنارم نیستی زندگی شبیه شوخی میشه
با تو عاشق یه دنیا بودم بی تو هر جا که برم دلگیره
از زمانی که تو از من دوری  هر روز دلم میگیره
با تو عاشق یه دنیا بودم بی تو هر جا که برم دلگیره♪♪♫♫♪♪♯
از زمانی که تو از من دوری  هر روز دلم میگیره دلم میگیره
این دلی که با سکوتت میمرد خیلی دلتنگ شده بعد از تو
یکمی حرف بزن آروم شم تو سرم جنگ شده بعد از تو♪♪♫♫♪♪♯
گرچه احتمال برگشتت نیست تورو دنیای خودم میدونم
لااقل بذار دلم خوش باشه میشه با دعا برت گردونم♪♪♫♫♪♪♯
با تو عاشق یه دنیا بودم بی تو هر جا که برم دلگیره
از زمانی که تو از من دوری  هر روز دلم میگیره
با تو عاشق یه دنیا بودم بی تو هر جا که برم دلگیره
از زمانی که تو از من دوری  هر روز دلم میگیره دلم میگیره♪♪♫♫♪♪♯

♪♪♫♫♪♪♯

امیرحسین نوشالی دلم میگیره

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید امیرحسین نوشالی دلم میگیره

مراسم تشییع پیکر داود احمدی نژاد برادر محمود احمدی نژاد صبح امروز در شهرک شهید محلاتی تهران برگزار شد.

مراسم تشییع پیکر داود احمدی نژاد برادر محمود احمدی نژاد صبح امروز در شهرک شهید محلاتی تهران برگزار شد. 

عکس: سید محمود حسینی/ تسنیم

در طراحی سامانه‌های پیچیده، همواره بیشترین اهتمام مهندسان، رسیدن به بهترین فناوری است که با آن بتوان به بهره‌وری بهینه ضمن مصرف کمترین انرژی و هزینه رسید. به همین علت است که همه سامانه‌های مدرن در مرحله نخست دارای یک طراحی برای کاربری مطلوب هستند. یعنی طوری طراحی می‌شوند که ضمن داشتن کاربری آسان، تمام جانمایی سوئیچ‌های مربوطه و جریان کار طبیعی از قبل پیش‌بینی شده باشند. در چنین سامانه‌ای احتمال خطای انسانی به کمترین میزان خود می‌رسد. هواپیما به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین ماشین‌های ساخت بشر نیز از این قاعده مستثنا نیست.

 به گزارش گروه مددکاری اجتماعی ۲۰:۳۰؛ تمام فرآیندهای طبیعی و فهرست‌های بررسی شرایط اضطراری یک هواپیما باتوجه به شبیه‌سازی‌های بسیار دقیق و آزمون‌های عملی واقعی طراحی و نوشته شده است. بدیهی است پیروی از این رویه‌ها، نتیجه‌ای جز پرواز ایمن و بهینه نخواهد داشت.
 
محاسبات دقیق مهندسی و آنالیز پرواز برای زمانی طراحی شده‌اند که دستورالعمل‌های کارخانه سازنده به دقت انجام شوند. در غیر این صورت هیچ یک از آنها معتبر نخواهند بود.
 
یکی از سامانه‌هایی که مسافران همواره دغدغه آن را دارند، ارابه‌های فرود یا همان چرخ‌های هواپیما و ترس از بازنشدن آنهاست. باز نشدن چرخ‌ها قطعا یکی از شرایط خطرناکی است که می‌توان با آن روبه‌رو شد، ولی شاید کمتر کسی به این فکر کرده است که اگر پس از برخاست هواپیما از روی زمین، چرخ‌هایش بسته نشود، چه اتفاقی می‌افتد؛ همان سامانه‌های پیچیده که راجع به آنها گفتیم و در هر شرایطی غیر از شرایط طبیعی پیش‌بینی شده می‌تواند باعث ایجاد مشکلات شود. هواپیما فقط برای خزش در پارکینگ و سرعت گرفتن روی باند برای برخاستن و نشستن نیاز به چرخ دارد. در طول پرواز هر چیزی که باعث ایجاد نیروی پسا و کاهش سرعت شود، مضر خواهد بود. جداول بهره‌وری هواپیما، برای محاسبه بیشینه ارتفاع، سرعت و مصرف سوخت بهینه یک هواپیما برای وزن مشخص در شرایط کروز فقط زمانی معتبر خواهند بود که پیش‌شرط‌های آن، ازجمله بسته ‌بودن چرخ‌های هواپیما برآورده شده باشد.
 
فرض کنید هواپیمایی پس از برخاستن از زمین قادر به جمع‌کردن چرخ‌ها و بستن دریچه‌های ارابه فرود نباشد. مهم‌ترین نکته در این حالت این است که هواپیما نباید از سرعت مشخص تعیین‌شده برای باز بودن چرخ‌ها فراتر رود، زیرا ممکن است در هر سرعتی بیش از محدوده تعیین شده چرخ‌ها آسیب ببینند. لازم به یادآوری است که نیروی پسای تولید شده از طرف چرخ‌ها که در اصطکاک با هوا هستند، نیروی پیشران بسیار بیشتری نسبت به حالت بسته‌بودن چرخ‌ها نیاز دارند تا بتواند سرعت را افزایش دهد.
 
هواپیما در این شرایط نمی‌تواند به صورت عادی به مسیر خود ادامه دهد، زیرا نیروی پیشران لازم برای نگه‌داشتن هواپیما در میان آسمان مصرف سوختش را بسیار بالا می‌برد، با این که حتی هواپیما به ارتفاع مدنظر خود نیز نمی‌تواند دست یابد.
 
پس بهتر است پیش از دور شدن، به فرودگاه مبدا بازگردد که باز هم ملزم به کاهش وزن با سوزاندن سوخت یا بیرون ریختن آن (در برخی هواپیماها) به منظور رسیدن به وزن مجاز برای فرود است. اگر این وزن رعایت نشود، ممکن است پس از فرود، آسیب جدی به ارابه‌های فرود و بدنه هواپیما وارد شود که حتما باید از سوی عوامل فنی زمینی بررسی شود.
 
بنابراین به‌عنوان یک مسافر مطلع از دانش پرواز ، منبعد باید پس از برخاستن نیز امیدوار باشید سامانه چرخ‌ها بخوبی عمل کرده و بسته شوند.

منبع:جام جم

آشا محرابی عکس زیر را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد.

سرویس عکس و فیلم فردا: آشا محرابی با انتشار این عکس در صفحه اش نوشت: سریال “سرزمین مادرى” کارگردان : کمال تبریزى از جمعه ١٤ مهر

 منبع: افکارنیوز

مددکاری اجتماعی :

 یک لوله کش بقایای نوزادی را بعد از گذشت بیش از دو سال هنگام تعمیرات سیستم فاضلاب کشف کرد.

یک لوله کش جسد نوزادی را در مخزن فاضلاب کشف کرد+ عکس

بقایای جسد یک نوزاد که توسط مادرش در مخزن فاضلاب خانه ‌ای در شهر ” گریمسبای ” انگلیس انداخته شده بود بعد از گذشت بیش از دو سال کشف شد. ” سینید کانت ” در حالی که نوزاد بی جانش را در یک پلاستیک پیچیده بود، در مخزن فاضلاب باغ خانه پدرش انداخت.


گفتنی است؛ وی اکنون به اتهام انکار بارداری و پنهان نگه داشتن آن و همچنین اقدام به از بین بردن جسد نوزاد مرده اش به تحمل ۱۲ ماه
 زندان Prison محکوم شده است.یک لوله کش جسد ویلیامز را دو سال بعد کشف کرد. این لوله کش در حین انجام تعمیرات بقایای جسد ویلیامز را در داخل مخزن فاضلاب پیدا کرد. ظاهرا این اتفاق زمانی رخ داد که پدر کانت بدلیل مسدود شدن لوله فاضلاب اقدام به تعمیر سیستم فاضلاب خانه اش کرده بود. کانت که در دادگاه حاضر شده بود اعتراف کرد که نوزادی را در حمام خانه اش در آگوست سال ۲۰۱۳ در حالی که مرده بود بدنیا آورده و بلافاصله خود را با ماشین به خانه پدرش رساند تا بتواند آن را از بین ببرد.

خانه فنجان‌ها وطعم‌ها. فضایی با ٦پنجره بزرگ شیشه‌ای که تصویر خیابانی بدون هیاهو را قاب گرفته است. نوری ملایم و زرد روی میز و صندلی‌‎های‌‌ چوبی‌ را تاریک و روشن کرده.

همنشینی با نسل جدید کافه‌نشینان

روی بزرگترین دیوار آجری کافه به قدر ٢٠ وجب، طاقچه‌ای هست که کتاب‌ها در آن‌جا خوش کرده‌اند. چیدمان کتاب‌ها یادآورکافه‌‌‌های قدیمی است.

 ٦ساعتی از ظهر رد شده است و کافه‌نشین‌های امروزی از راه می‌رسند باز و بسته شدن در، هوا را جابه‌جا می‌کند. بعضی‌ها کوله‌ای بر دوش دارند و تنها می‌آیند و بعضی‌ها باهم.

پشت میز نشسته است. برای خودش یک قهوه لاته درست کرده و یک زیر سیگاری هم سُر می‌دهد کنار دستش تا کمی استراحت کند. فنجان قهوه را تا زیر لبش بالا می‌آورد اما با آمدن مشتری فنجان را به دایره نعلبکی برمی‌گرداند. کارش که تمام شد دوباره برمی‌گردد روی همان چهارپایه کوچک آبی‌ رنگ لبه بار می‌نشیند و در هوای کرخت و خنک کافه شروع به پک‌زدن سیگار می‌کند.

رامین خرداد امسال ٣٦‌سال را پر کرده. مترجم است و کافه‌داری شغل دوم او است. مدام با تیزی سبیل‌های قهوه‌ای و قاجاری‌اش بازی می‌کند: «همیشه برای خودم از مشتری‌هام قصه می‌سازم. گفت‌وگوهای مردم جالبه این‌که ‌هزار نوع رابطه وجود داره و‌ هزار نوع برخورد مختلف. آن‌قدر معاشرت آدم‌ها را دیدم که می‌توانم بگویم کی با کی چه نسبتی داره. مثلا آنها که حساب‌شان دنگی است، معلوم است چند سالی با هم بوده‌اند و سنگ‌های‌شان را از هم واکندند، اما امان از وقتی که هر دوطرف می‌گویند از کارت من حساب کن.»

لیوان‌های شربت‌های رنگارنگ را از یخ پر می‌کند و لیوان‌های چرب بستنی را هم راهی سینک. «مردم در کافه‌ها خود واقعی‌شان هستند. مخصوصا آنها که تنها می‌آیند. انگار می‌خواهند هیچ‌کسی نباشه. به نظرم خیلی از آدم‌ها بخش افسرده پنهان وجودشان را به کافه می‌آورند.»

کمر ٦سیگار را در زیرسیگاری خم کرده و انگار که طعم دهانش از این همه دود گس شده باشد چند حبه قند می‌جود: «بیشتر کسانی که به این کافه می‌آیند، مشتری ثابت هستند، نه این‌که هرروز بیایند ولی معمولا از صبح هستند و با یک سفارش ارزان که عموما هم یک قوری چای هست صبح را ظهر می‌کنند. اگر کارشان به درازا بکشد خودشان را به یک وعده غذا هم مهمان می‌کنند.»

رفت‌وآمدها ادامه دارد. مشتری‌های جدید می‌آیند. سفارش جدید دو فنجان قهوه است با یک برش کیک هویج و کیک شکلاتی. رامین گوشی‌اش را سر می‌دهد توی جیب قهوه‌ای روی پیشبندش و مشغول کار می‌شود. چند قاشق دانه آسیاب‌شده قهوه را در قهوه‌جوش می‌ریزد و دور میله بخار می‌چرخاند تا فقط سطح قهوه را بخار بدهد و قهوه به آرامی‌کف کند و یک لیوان خیلی قد کوتاه را از آب‌معدنی پر می‌کند و می‌گذارد کنار نعلبکی: «این‌جا همیشه شلوغه اما برای قرارهای دو تا چند نفره. 

اگر کافه‌ای نزدیک دانشگاه باشه، مشتری‌ها بیشتر در قالب گروه‌های٧ تا ٨نفره هستند ولی ما که دور از دانشگاهیم پاتوق قرارهای دونفره‌ایم. خیلی از کافه‌نشین‌های نسل جدید نمی‌خواهند جایی برای‌شان پاتوق باشد و دوست دارند‌ به هر کافه‌ای سر بزنند. حالا کافه‌نشین‌ها کافه‌گردی می‌کنند و به جای یک کافه ثابت هر هفته چند کافه را کشف می‌کنند و می‌روند برای بررسی محیط و غذا و موسیقی. درواقع تنهانشین‌ها بیشتر کافه‌ها را پاتوق می‌کنند و تعدادشان رو به افزایش‌ است.»

یکی از تنهانشین‌ها آرمین است، نشسته پشت آخرین میز دو نفره کافه. هر یک ربع یک‌بار نگاهش را از گوشه عینک بالا می‌کشد. نفسش به چای گرم می‌خورد و شیشه‌های عینکش بخار کرده: «خیلی روزها در زندگی من با در و دیوارهای کافه شب شده. از روزهایی که عاشق شدم تا این روزها که چهارماهی از جدایی‌ام گذشته. در و دیوارهای خانه اذیتم می‌کنند، در سکوت خانه خاطرات سراغم می‌آیند، ولی این‌جا حداقل رفت‌وآمدی هست و زندگی جریان داره.» 

انیمیشن‌کار است و به گفته خودش کمترین بی‌حواسی کافی است تا کل کارش به هم بریزد: «آدم‌هایی که تنها می‌آیند، درواقع از بقیه دوری می‌کنند و ترجیح می‌دهند کنار کسانی باشند که غریبه‌اند. من این‌جا را ٦ماه پیش اتفاقی پیدا کردم. این‌جا کسی نمی‌گوید چرا کج نشستی؟ چرا خندیدی؟ می‌روم در دنیای خودم و کار می‌کنم.»

زندگی در کافه‌ها به سبک آدم‌های امروزی همیشه برای کار‌کردن در کنار جمع و فرار از تنهایی و سکوت خانه نیست. خیلی‌ها به کافه‌ها می‌آیند چون کافه‌گردی بخشی از مددکاری اجتماعی‌های آنها برای زندگی امروزی است. زندگی که بیشتر در ویترین شبکه‌های اجتماعی ساخته و به نمایش گذاشته می‌شود و برای این نمایش چه جایی خوش‌رنگ‌تر از کافه‌ها.

چند میز آن طرف‌تر دختری با روسری روشن نشسته. بیست‌وچندساله به نظر می‌رسد لنز دوربینش را روی بشقاب غذا تنظیم می‌کند و چندبار شات می‌زند. حالا نوبت چک‌کردن عکس‌هاست. راضی نمی‌شود زاویه را عوض می‌کند اما فایده ندارد. درنهایت به یک سلفی با دوست همراهش رضایت می‌دهد و بعد به او هم مجوز دست زدن به غذا.

این‌جا هر میز داستان خودش را دارد. میز بزرگ دم در میزبان گروهی٩ نفره است، ٤ پسر و ٥ دختر. هرکدام نگاه‌شان به صفحه روشن تلفن همراه دوخته شده، یکی عکس میلک شِیکش را تلگرام می‌کند، یکی درحال هشتگ‌نویسی پست اینستاگرام است و یکی هم درباره جذابیت‌های این کافه توئیت می‌کند.

آنها که زیاد کافه آمده‌اند و به اصطلاح خودشان کافه‌نشینند، معتقدند کافه رفتن تنها با انگیزه غذا و خوردن و آشامیدن نیست و کافه‌ها سبک زندگی آدم‌ها را تغییر می‌دهند، آنها را گفت‌وگوپذیر و آماده شنیدن نظرات دیگران می‌کنند و شاید هم آنها را متصل می‌کنند به جریان زندگی بیرونی.

اگر در دهه ٧٠ کافه‌نشینی اتفاقی غیرقابل پذیرش برای گروه‌های سنتی‌تر جامعه بود و به همین دلیل هم عمر کافه‌های شلوغ و به اصطلاح پاتوق‌های روشنفکری در پایتخت چند‌ سال بیشتر نمی‌پایید، حالا تعداد کافه‌ها آنچنان رو به افزایش گذاشته که مددکاری اجتماعی از میان آنها سخت است. یکی از یکی جذاب‌تر و هرکدام در رقابت با دیگری.

کافه‌نشینی و زندگی روزمره در کافه‌ها علاوه بر جنبه‌های تفریحی و فراغتی همواره کارکردهای اجتماعی و فرهنگی و فراتر از اینها کارکردهای سیاسی داشته، آن‌قدر که مبنای نظریه‌پردازی‌های مهمی در علوم اجتماعی شده‌اند. مثلا نظریاتی که‌ هابرماس درباره فضای عمومی داشته. او ریشه‌های تاریخی و مکانی ظهور حوزه عمومی را در سالن‌ها و مجامع عمومی بحث‌های آزاد و علنی پیگیری می‌کند. 

از جمله باشگاه‌ها، کافه‌ها، روزنامه‌ها و مطبوعات که درواقع طلایه‌دار و پیشگام روشنگری ادبی و سیاسی به شمار می‌آیند. حوزه یا حوزه‌های عمومی در هر فضایی تشکیل می‌شود که در آن تعقل و گفت‌وگو درباره مسائل عمومی صورت گیرد. رشد و گسترش حوزه عمومی لزوما تابعی از روند نوسازی و مدرنیسم نیست و حتی حوزه عمومی می‌تواند در جامعه سنتی شکل بگیرد، گسترش حوزه عمومی درواقع تابع پیدایش امکان گفت‌وگو و تعقل آزاد است. اما آیا کافه‌های امروزی در شهری مانند تهران می‌توانند چنین کارکردهایی را در جامعه موجب شده و تقویت کنند؟  

تقی آزادارمکی، جامعه‌شناس شکل‌گیری شخصیت‌های فرهنگی را در کافه‌ها و پاتوق‌های امروزی غیرممکن می‌داند: «مددکاری اجتماعی گوشه‌های ثابت برای نشستن، همیشه یک نوع نوشیدنی سفارش‌دادن، مطالعه کتاب و روزنامه در پاتوق‌های همیشگی؛ این تصویری است که شکل عینی و واقعی به خود نخواهد گرفت و تکلیف جامعه ایرانی درباره ایجاد یک پاتوق فرهنگی یا یک کافه اجتماعی و ادبی هنوز به درستی معین نیست، چراکه نقاشان، عکاسان، هنرمندان، نویسندگان و شاعران نشست مستمر و ماندگاری در کافه‌ها ندارند.»

او با این وجود برای کافه‌ها کارکرد اجتماعی و فرهنگی قایل است: «اگرچه در جامعه ما کافه‌ها تغییرات اجتماعی و فرهنگی مورد نظر را دربرندارند اما به‌هرحال کافه‌نشینی یک حرکت اجتماعی محسوب می‌شود و نتیجه غیرمستقیم هر نوع اجتماعی نیز یک حادثه اجتماعی است.»

آقا منوچهر و گلچهره خانم

وقتی حرف از کافه و کافه‌نشینی می‌شود خیلی‌ها، جوانان دهه شصتی و هفتادی‌ را به خاطر می‌آورند اما این روزها نباید از دیدن جوانان قدیم و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها در کافه‌ها تعجب کرد.

از خیابان نگاهی به داخل کافه می‌کنند و بعد از پچ‌پچی کوتاه، اول زن وارد می‌شود، چروک‌های صورتش می‌گوید ٦٠‌سال را ردکرده، پشت سر او مردی وارد می‌شود، مسن‌تر و کمی بلندقدتر. آقا منوچهر روی پیراهن سفیدش یک جلیقه سرمه‌ای پوشیده و درگیر منظم‌کردن آن روی پیراهنش است. گلچهره خانم کیف کوچکش را روی دوشش انداخته، با یک روسری آبی با لمه‌های سفید، موهای یک‌دست پنبه‌ای‌شده‌اش را پوشانده، عصایش را روی زمین ثابت می‌کند و چشمش دنبال یک میزخالی کنج کافه می‌چرخد. به سمت میز می‌روند و همراه منوچهر روی صندلی‌های به دیوار تکیه داده شده می‎نشینند. 

درست زیر طاقچه کتاب‌ها. آمده‌اند تا استراحتی کنند، زن، بند عینکش را با دست پشت سرش می‌اندازد و جای عینک را روی بینی محکم و بعد منوی کافه را نگاه می‌کند با لبخندی که چروک‌های صورتش را بیشتر می‌کند به «رامین» می‌گوید: «پسرم ما که از این اسم‎‌های عجیب سر در نمیاریم خودت بهترین نوشیدنی خنک را برامون بیاور، فقط بگو محتویاتش چیه؟ برای آقا منوچهر بد نباشه، قند داره.»

آقا منوچهر با لبخندی حرف گلچهره‌ خانم را که حالا ٣٨‌سال است با هم زندگی کرده‌اند، تایید می‌کند. آنها درنهایت با دو لیوان موهیتو و یک برش لیمو پذیرایی می‌شوند. «حالا ما هرچند وقت یه بار می‌آییم بیرون یه سری هم به کافه شما جوان‌ها می‌زنیم این‌جا دل‌مان باز می‌شود و یاد جوانی‌های خودمان می‌افتیم، اون موقع‌ها هم کافه بود ولی نه این‌قدر زیاد.»

گلچهره خانم تکیه می‌دهد به صندلی لهستانی. زنی که هم سال‌های دور را دیده و هم این روزها را. یادش می‌آید آن روز را که بی‌اجازه با آقا منوچهر به قهوه‌خانه‌ای رفتند، در آن سال‌هایی که همه‌کاره شاگرد قهوه‌چی‌ بود، خبری از قهوه موکا، آیس کافی و انواع شیک‌ها و منوهای عجیب امروزی نبود، آنها جوان‌های آن روزها هستند دوره استکان‌های کمر باریک با چای لب سوز.

نمایش سگ و گربه در کنار میلیون‌ها تومان هزینه نگهداری حیوانات خانگی و خلأ‌های قانونی، چهره شهرها را زننده کرده است.

 به گزارش گروه مددکاری اجتماعی ۲۰:۳۰؛ جلیقه کوتاه پارچه‌ای قرمز مارکدار ۲۳۰ هزار تومان، قلاده فلزی از ۱۰۰ هزار تومان به بالا، جای خواب ۱۲۰ هزار تومان، کیف حمل ۱۶۵ هزار تومان، کلبه هپی ۱۲۰ هزار تومان، اسپری نظافت دهان و دندان، شامپوی شانه‌کشی روزانه و دستمال معطر ۱۵۱ هزار تومان، پک ۱۰ عددی پد ادرار ۶۰ هزار تومان، هزینه پانسیون شبی ۵۰ هزار تومان، هزینه مهد به صورت عادی روزانه ۲۵ هزار تومان و در موارد دیگر انواع اسباب‌بازی و تشویقی‌های مدادی خوراکی، لباس و پاپیون تنها بخش کوچک و جزئی از امکاناتی است که در ازای پرداخت میلیونی به حیوانات مرفه ارائه می‌شود.

در نهایت تمام هزینه‌های بی‌هدف و بیهوده‌ای که می‌تواند در مسیر درمان بیماری‌های پرهزینه و کمک به افراد ناتوان قرار بگیرد، اما بنا بر دلایل مختلف اجتماعی و فرهنگی در سال‌های اخیر در حالی هر روز به تعداد دارندگان حیوانات خانگی به ویژه سگ و گربه اضافه می‌شود که نه‌تنها نگهداری آنها در مجتمع‌های مسکونی و اماکن عمومی چندان با فرهنگ ایرانی اسلامی همخوانی ندارد، بلکه موجبات نارضایتی همسایه‌ها و افراد حاضر در مکان‌های عمومی را هم فراهم کرده است.  
 
یک زمانی وسعت زیاد برخی خانه‌ها در برخی مناطق شهر تهران و حتی شهرهای بزرگ ایجاب می‌کرد تا افراد برای حفظ امنیت ساکنان و مراقبت از خانه اقدام به خرید یا نگهداری حیواناتی چون سگ در محیطی خارج از چارچوب اصلی منزل کنند، اما به موازات زندگی شهری و تبدیل شدن خانه‌های شخصی به برج‌ها و آسمان خراش‌های متعدد، نگهداری از این حیوانات خانگی باقی ماند در حالی که از هدف اصلی خود یعنی نگهبانی یا سایر کاربردهای خود فاصله گرفت. در نهایت هم شرایط به‌گونه‌ای شد که تبعات و مفاسد نگهداری از حیوانات خانگی در جامعه بیشتر از قبل شد. 

 
علاوه بر موضوع فوق نگهداری از حیوانات خانگی به ویژه سگ و گربه در حالی بیش از گذشته میان مردم رواج یافته که با گشت و گذار ساده اینترنتی و حضوری در میان فروشگاه‌های عرضه غذا و وسایل نگهداری این حیوانات نشان از هزینه‌های سرسام‌آور نگهداری آنها دارد، موضوعی که با وجود شرایط نامناسب اقتصادی حاکم در کشور برای خانواده‌ها غیرقابل درک است و از سوی دیگر با توجه به فرهنگ شهرنشینی در ایران مشکلاتی را هم برای ساکنان مجتمع‌های مسکونی و حتی عبور و مرور عادی مردم در خیابان‌های شهر ایجاد کرده است.  بارها و بارها شنیده شده است که بسیاری از افراد به دلیل همسایگی دائم با افرادی که حیوانات خانگی چون سگ دارند مجبور به جابه‌جایی منزل شده‌اند؛ چراکه حتی فارغ از شرعیات اسلامی در منع نگهداری این حیوان در زندگی آپارتمان‌نشینی، صداهای گاه و بیگاه آن موجبات نارضایتی و سلب آسایش را فراهم کرده است. همچنین در حال حاضر پرونده‌های مربوط به نگهداری حیوانات خانگی در دادگاه‌ها کم نیست که البته تمام اینها به ناآگاهی دارندگان این حیوانات نسبت به حقوق حیوان و افراد جامعه برمی‌گردد.  
 
دلایل روانشناسی نگهداری از حیوانات توسط افراد  
به گفته روانشناسان فرار از مسئولیت، تفکرات روشنفکری و رفع کمبودهای عاطفی علت عمده نگهداری از حیوانات توسط افراد مختلف است، همچنین یکی دیگر از دلایل روانشناسی این موضوع روی آوردن برخی از افراد چه زن و چه مرد به سبک زندگی اروپایی است که از غرب نشئت می‌گیرد چنانچه زمانی که با این افراد صحبت می‌شود روشنفکری، ترحم و دلسوزی و سرگرمی را دلیل این اقدام می‌دانند.  
 
هرچند که باید گفت ادیان الهی و حتی دین مبین اسلام توجه به تمام جانداران را سفارش کرده‌اند، اما این بدان معنا نیست که حیوانات به متن و بطن زندگی شهری و آپارتمان‌نشینی آورده شود؛ چراکه مأنوس بودن با این حیوانات آسیب‌های زیادی را همراه خود دارد. اخیراً برخی از دانشگاه‌های غربی اعلام کرده‌اند که اگر کسی سه سال متوالی با سگ و گربه در تماس باشد، از مدفوع آنها میکروب‌هایی متصاعد می‌شود که می‌تواند دردسرساز باشد.  
 
در نهایت وضعیت به سمتی سوق یافته است که در راستای تقلید کورکورانه از مؤلفه‌های فرهنگی غرب و بی‌توجهی مفرط به مفاسد موجود در نگهداری حیوانات خانگی همچون سگ و گربه به انواع و اقسام مؤلفه‌های نگهداری میلیونی این حیوانات رسیده‌ایم و حتی بستر چنین اقداماتی علاوه بر فروشگاه‌های خیابانی و مراکز نگهداری ‌به فضای مجازی هم کشیده شده است.  
 
ثبت‌نام حیوانات خانگی در مهد اختصاصی!
مواردی همچون نگهداری در هفت فضای مجزا طبق اصول جهانی بدون ارتباط چشمی زیرنظر دامپزشک و رفتارشناس و نگهبان در محیطی کاملاً بهداشتی با نظافت روزانه با دتول و جرمی ساید و… در آرامش کامل با استفاده از فوم‌های صداگیری تخلیه انرژی، روزانه در دو نوبت صبح و عصر هر بار دو ساعت بازی با رفتارشناس و استفاده از تردمیل مخصوص سگ‌ها، رفع ناهنجاری‌ها، شانه‌کشی و نظافت روزانه، عکاسی، آرایشگاه و در ادامه اشاره به مبالغ و هزینه‌های سرسام‌آور و مضحکی چون جلیقه کوتاه پارچه‌ای قرمز مارکدار ۲۳۰ هزار تومانی، قلاده فلزی از ۱۰۰ هزار تومانی به بالا، جای خواب ۱۲۰ هزار تومانی، کیف حمل ۱۶۵ هزار تومانی، کلبه هپی ۱۲۰ هزار تومانی، شامپوی شانه‌کشی روزانه و دستمال معطر ۱۵۱ هزار تومانی، پد ادرار ۶۰ هزار تومانی و در موارد دیگر انواع اسباب بازی و تشویقی‌های مدادی خوراکی، لباس و پاپیون که سرجمع هرکدام می‌تواند نسخه درمان یک بیمار مستمند و ضرورت‌های زندگی افراد بی‌بضاعت شود.

آنچه مهم است با در نظر گرفتن ممنوعیت خرید و فروش برخی حیوانات در قوانین اسلامی و بسترسازی مبهم و سؤال‌برانگیز برای ارائه مجوزهای صنفی فروشگاه‌های حیوانات در یک کشور اسلامی، این خلأهای قانونی بوده که منجر به فاجعه‌آمیز شدن چنین روندی شده است. شاید لازم باشد در کنار فرهنگ‌سازی توجه به حیوانات – نه به شیوه نگهداری در چارچوب شخصی منزل – و گسترش فرهنگ غنی ایرانی ـ ‌اسلامی ـ دینی، با وضع قوانین جدید در خصوص نحوه نگهداری حیوانات توجه بیشتری به وضعیت موجود در کشور کرد.  
 
منبع: روزنامه جوان

خبرگزاری فارس: پیرحسین کولیوند گفت: واژگونی اتوبوس در محور گرمسار به سمنان ساعت ۱۰ صبح امروز سبب وقوع حادثه شد.

وی افزود: بر اساس بررسی های اولیه ۸ مسافر جان خود را از دست داده اند و سایر سرنشینان نیز مصدوم شدند.

سرپرست اورژانس کشور خاطرنشان کرد: ۸ آمبولانس و یک اتوبوس آمبولانس به محل حادثه اعزام شدند.